تبلیغات
بغــــض یاس - من
تنها فقط خداست...

من

نویسنده :دیوید ع.نجاری
تاریخ:سه شنبه 3 شهریور 1388-11:50 ق.ظ

درون آینه یک زن

زخود پرسیدآیا من

همان بودم که اکنونم؟

همین اینم که آن بودم؟

*

بگو پس خنده هایم کو؟

کجایند که نمی بینم؟

*

چرا اینقدر تنهایم؟

که تنها تکیه گاه من

دو خط شعرو کمی گریه

واین آهی که می بینم

*

چه آمد بر سرم اینک؟

که اینسان زار و غمگینم

تمام شب نمی خوابم

فقط کابوس می بینم

چرا اینگونه دلگیرم؟

*

کجا رفت آن عروسک ها

چه شد آن خواب های من

بگو آن دختر شادی

که می خند ید، من بودم؟!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot complaints
شنبه 18 شهریور 1396 05:27 ق.ظ
What a material of un-ambiguity and preserveness of
precious knowledge regarding unexpected emotions.
malikahaskins.hatenablog.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 03:49 ب.ظ
May I just say what a comfort to find an individual who truly understands what they
are talking about on the web. You actually realize how to bring
a problem to light and make it important. A lot more people need to look at
this and understand this side of the story.
I can't believe you're not more popular because you definitely
possess the gift.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 06:32 ق.ظ
I am truly thankful to the holder of this web page who has shared this
great piece of writing at at this time.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 03:28 ق.ظ
If some one desires to be updated with hottest technologies therefore he must be pay a quick
visit this website and be up to date every day.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر