آینده روشن
ابر سیاه رفتنیه
خورشید دوباره درمیاد
دوباره باغچه گل میده
از عاشـــــقاخبرمیاد
....
خدایا
از توگله دارم
چون در آسمان پاکت پروازمیکردم
ولی توبارانی ازسنگ برسرم باریدی
تنها توقع...
نگات قشنگه ولیكن یه كم عجیب و مبهمه
من از كجا شروع كنم دوست دارم یه عالمه
من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر
نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه
تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه
من چه جوری واست بگم بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن كه كنی واسه تو فرقی نداره
اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه
آخرشم دق می كنم تا من و دوست داشته باشی
مردن كه از عاشقیه یك دفه نیست كه كم كمه
من نمی دونم تو چرا اینجور نگاهم می كنی
زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه
می پرسم از چشمای تو ممكنه اینجا بمونی ؟
می خندی و جواب می دی رفتن من مسلمه
برو به خاطر خودت اما به من قول بده
هرجای دنیا كه بری دیگه نشو مال همه
رسمه كه لحظه ی سفر یادگاری به هم می دن
قشنگ ترین هدیه ی تو تو قلب من یه مشت غمه
شاید این و بهم دادی كه همیشه با من باشه
حق با تو ا تو راست می گی غمت همیشه پیشمه
دیدی گلا شب كه میشه اشكاشونو رو می كنن
یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه
تو می ری و اسم من و از رو دلت خط می زنی
اسم قشنگ تو ولی همیشه هرجا یادمه
چشمای روشنت یه كم كاشكه هوای من رو داشت
تنها توقعم فقط یه بار جواب ناممه
..
برای پاکیه چشات قسم میخوردم
خودت اینو خوب میدونی برات میمردم
گفتم فقط تو شهر ما تویی که پاکی
دلت مثل فرشته ها ساده و خاکی
تورو دیدم با غریبه داشتم میسوختم
صبوری کردمو بازم لبامو دوختم
...
Love is like war
Easy beginning but hard stop
loves beginning by a glanc a laugh or by a greet
it’s a eldest teen that u see your lover going with another…قاصدک

در هوای تنم می پیچی،
همچون نسیمی لطیف،
و من چه سبك ،در آسمان دستانت بی وزن می شوم ،
سبك ،
به سبكی یك قاصدك!!!!
ماه من
آرزویم همه خوشبختی توست!
ماه من!دل به غم دادن واز یاس سخن ها گفتن
کار آنهایی نیست که خدارادارند...
ماه من!غم واندوه اگر هم روزی مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ازلب پنجره عشق زمین خورد وشکست
بانگاهت به خداچتر شادی واکن
وبگو بادل خود که خدا هست خداهست!
ماه من!
غصه اگر هست بگو تاباشد!
معنی خوشبختی
بودن اندوه است...!
این همه غصه وغم این همه شادی وشور
چه بخواهی وچه نه!میوه یک باغند
همه راباهم وباعشق بچین ...
ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر ازیاد خدا
ودر آن باز کسی می خواند
که خدا هست خداهست...
ای خوب
مهربانم..ای خوب
یاد قلبت باشد..یک نفر هست که اینجا بین آدم هایی که همه سرد و غریبند با تو تک و تنها
به تو می اندیشد و کمی دلش از دوری تو دلگیر است
مهربانم..ای خـوب
یاد قلبت باشد..یک نفر هست که چشمش به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش
اینست:زیر این سقف بلند هر کجایی هستی به سلامت باشی و دلت همواره محو شادی
و تبسم باشد
مهربانم..ای خوب
یاد قلبت باشد یک نفر هست که دنیایش را همه هستی و رویایش را به شکوفایی احساس
تو پیوند زده و دلش میخواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد
مهربانم..ای یار
یاد قلبت باشد یک نفر هست که با تو به خداوند جهان نزدیک است و به یادت هر صبح گونه
سبز اقاقی ها را از ته قلب و دلش می بوسد...
ستاره
یک شب خوب تو آسمون
یک ستاره ی چشمک زنون خندید و گفت:
کنارتم تا آخرش تا پای جون ...
ستاره ی قشنگی بود آرومو نازو مهربون ...
ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون ...
اما زیاد طول نکشید عشق منو ستاره جون !!
ماهه اومد ستاررو دزدید و برد نا مهربون ...
ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی همزبون ... !!!
حالا شبا به یاده اون چشم می دوزم به آسمون
بهونه
از تو
از مهربونیت
از خود خود تو
که معنای مهربونی هستی
دنبال یه بهونه بودم واسه گفتن
«دوستت دارم»
واسه جمله ای که کویر مرده دلمو آباد کرد
واسه تو
واسه بزرگواریت
واسه خود خود توکه معنای بزرگی هستی
دنبال یه بهونه بودم واسه اینکه بگم توی زندون تو بودن
چقدر زیباست
واسه اینکه بگم آرزو دارم همیشه تو حبس ابد
دستای تو بمونم
واسه اینکه تو معنای زندگی هستی
دنبال یه بهونه ام
واسه یه جمله
فقط واسه اینکه بگم
تو تنها بهانه ای
واسه زنده بودن
واسه نفس کشیدن
واسه خود خود تو که مثل نفسی![]()
یــاس
پیـــــاده میــــشم
( یاس )
صورت خسته نگران و بی آرامش و مریض که قایم شده بود زیر آرایش غلیظ
زخمی از خاطرات تلخ دیروز چشم میدوخت به خیابون سرد بی روح
با تحمل سنگینی نگاه آدما ادامه میداد او به راه ناتمام
و اولین بار برای آخرین راه هه بهتره بگم که آخرین چاه
تنها، دو دل، تو فکر و با تعجب دنبال چی بود؟ پول یا توجه؟
تو روزگاری که هر کسی دنبال آشناست دخترک میگرده پی یه فرد ناشناس
که از اون غریبهها یه عده ماییم آروم اشاره زد که شیشت رو بده پایین
فقط میتونیم امشبو با تو باشیم و بس این رو گفت و نشست و در ماشینو بست
پسر میخواست سر صحبتو وا کنه زود تیکه مینداخت ، منتظر واکنش بود
ولی دخترک صداش رو نمیشنید تو دنیایی بود که به سادگی نمیشه دید
دیدی که بعضی وقتها بغضی تو گلوته؟ نمیخوای گریه کنی جلو کسی که پهلوته
هی امان از این زمان زمانی که دیگه برد توان از این زبان
بی همراه و بیهوده رهسپار این راه بی نور و همصدا
سپرده خود رو به دست باد اسیر زندون لحظه ها
تو دلش دردهای بیکران خسته از حرفهای دیگران
اسیر مردهای بی مرام و اشک میباره باز
پسر گفت لعنت به این بخت بد خونه ی ما میمونه واسه یه وقت بعد
سعی نکن با سکوتت زیر پوستم بری اگه پایه ای میتونیم خونه دوستم بریم
خوب حاضری با دو نفر باشی یا نه؟ معلومه که رفتار دخترک ناشیانست
سوال تکرار شد، حاضری باشی یا نه؟ و دختر به فکر یک شب و یک آشیانست
گفت بریم، من که همه چی رو از دم باختم گناهش پای اونها که من روپس انداختن
عصبانی از خاطرات خاموش قدیمه پی محبت میگرده توی آغوش غریبه
تو خونه ای رشد کرد که عشق نبود جای عشق، فحش و مشت و زیر چشم کبود
پدری که جلو مشکلات مختلف ضعیفه فقط زورش میرسه به دختر ظریفش
با خودش گفت پشتم به کیا قرصه؟ خونوادم؟ اونا رو خدا بیامرزه
اون موقع کی بود احترام به حرفاش بذاره؟ حالا مجبوره که تنش رو به حراج بذاره
بی همراه و بیهوده رهسپار این راه بی نور و همصدا
سپرده خود رو به دست باد اسیر زندون لحظه ها
تو دلش دردهای بیکران خسته از حرفهای دیگران
اسیر مردهای بی مرام و اشک میباره باز
ببین، تو این قصههارومیشنوی ومیری بعد چند بارشنیدن ازش میگذری و سیری
ممنون از اونی که به دیگری صدامو پاس داد بگذریم بریم سراغ ادامه داستانی
که امروز نوشتنش رو مود من بود این یه دردیه که به خیلیا بوده مربوط
کوه غم بود، ولی یه نور انبوه پشت کوهه واسه نا امیدی زوده هنوز
کاری ندارم به اینکه کارش خلاف شرعه ولی واسه رابطهها اول علاقه شرطه
وگرنه یه روحه که روی جسمی سواره چطور تو آغوشی بره وقتی حسی نداره؟
تو این روزگار درد ناک و سیاه بی شرم ای کاش بگه نگه دار من پیاده میشم
راه برای ادامه دادن زیاده بی شک ای کاش بگه نگه دار من پیاده میشم
وقت واسه بیشتر گفتن نبود میدونم ، قصههای تو یه عمر آهنگه
سخته نه؟ خوب خیلی سخته رسمش همینه میدونم رسمش همینه
پیشم بمـــــون
پیشم بمون
چشمای تو برای من عالم زندگانیه
رنگ چشات برای من امید زندگانیه
من میمیرم اگه تو پیشم نمونی
رنگ دلم آبی شده میشه تو پیشم بمونی
چشمای من منتظرن منتظر رسیدنت
بیا دیگه تنهام نزار فرشته ها ندزدنت ؟
این قلب من میتپه برای تو همینو بس
دق میكنم اگه نیای من میمیرم گوشه قفس
وای رسیدی عزیز من دلم برات تنگ شده بود
عزیز من میدونستی دیشب هیچ ستاره ای غایب نبود
من بودمو تو بودیو ستاره ها مهمونمون
پیشم بمون پیشم بمون پیشم بمون
اجازه
بده دستات رو به من تا باورم شه پیشمی
می دونم خوب می دونی تو تارو پود و ریشمی
تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من
چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن
تو خیال من نبود دوباره عاشقی کنم
ممنونم اجازه دادی تا دوباره زندگی کنم
نمی دونم چی بگم تا باورت شه جونمی
توی این کابوس درد،رویایه محربونمی
وقتی حتی پیشمی دلم تنگ میشه باز
عشق تو توی لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم
نمی دونم چی میشه بد جوری گوشه گیر میشم
ممنونم که بچه بازیهام رو طاقت می کنی
هر چقدر که بد میشم اما تو نجابت می کنی
هر کجای دنیا که باشم بامنی و بر منی
نگران حال و روزم بیشتر از خوده منی
انتظار
![]()
درانتظار آمدن قطارم،
قطاری که مسافری درآن نیست،
من هم درایستگاه نیستم،
روی ریلم...
قطارهرلحظه نزدیکترمیشود،
آن طرف خط غریبه ای مرا میبیند،
به اوخیره می شوم،
امید میبینم و...
روزهایی گذشت،
درچشمانش گناه دیدم وحسرت،
واو چشمانش رابست...
»»»»»»»»»»»»»
چه بی پناه به دیوارتکیه دادی ای پناهم.
....
af
گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم
«باید برم» برای تو فقط یه حرف ساده بود
کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود
شاید گناه تو نبود، شاید که تقصیر منه
شاید که این عاقبتِ این جوری عاشق شدنه
سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه
به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه
همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره
میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره
همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه
یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه
دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون
بمون برای کوچهای که بی تو لبریزه غمه
ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه
بمون واسه خونهای که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست!
تبلیغات


